شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماهی که مه از قفای او بینیخورشید ز روی و رای او بینی
۲
جوزا کمر کلاه او یابیگردون گرهِ قبای او بینی
۳
عاشق‌تر و زارتر ز من یابیآن سایه که در قفای او بینی
۴
او خود نزید برای ما هرگزجان کندن ما برای او بینی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth