خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از روی تو فروزد شمع سرای عیسیوز عارض تو خیزد نور شب تجلی
۲
ای صید دام حسنت شیران روز میدانوی مست جام عشقت مردان راه معنی
۳
آتش پرست رویت جان هزار زردشتبستهیْ صلیب زلفت عقل هزار عیسی
۴
رضوان به روت دیده این تیره خاکدان راگفت اینْت خوب جائی، خوشتر ز خلد مأوی
صفحهٔ ۱ از ۲