خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۹
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگو به آن مژهها تا زنند تیر مراز پیش چشم تو رم میکنم بگیر مرا
۲
حنا نیام که توان بستنم به آسانیتوان به خون جگر کرد دستگیر مرا
۳
به خاک چون ننِشینم که آن کمانابروز خویش دور فکنده است همچو تیر مرا
۴
چه رنگ همچو حنا پای آن جوان بوسم؟مگر مدد رسد از پیر دستگیر مرا
صفحهٔ ۱ از ۱