خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر زهر دهی شکر توان گفتور سنگ زنی گهر توان گفت
۲
از بیم تو زیر لب شکستمآهی که همه اثر توان گفت
۳
از یاد تو شب ز چشم من ریختاشکی که همه شرر توان گفت
۴
پیش تو ز ناتوانی خویشگویم سخنی اگر توان گفت
صفحهٔ ۱ از ۲