خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شهرم خرد چند رسوا نمایدجنون کو که تا راه صحرا نماید
۲
نمودم به دلدار تملیک دل رادروغی شود هر که دعوی نماید
۳
چه غم چشم او کشت اگر بیدلان رالب او ز یک بوسه احیا نماید
۴
ز دیدار حق ناامیدی چه لازمگر امروز ننمود فردا نماید
صفحهٔ ۱ از ۳