شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر پرشور جنون بر تن من می‌بایدسر که بی این بود از دشمن من می‌باید
۲
چند در پا کشی این سلسلهٔ مشکین راسر زنجیر تو در گردن من می‌باید
۳
نشود عشق به یک جیب دریدن راضیچاک بسیار به پیراهن من می‌باید
۴
طبعم از بس که به گل چینی درد است حریصاشک خونین همه در دامن من می‌باید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth