خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز زنخدان او دل برآیدچو هاروت از چاه بابل برآید
۲
دل از تیغ او خورده زخمی که اشکمچو سیماب از دیده اشکم برآید
۳
نه هر اشک مقبول درگاه افتدز صد طفل یک طفل قابل برآید
۴
به روی تو صبح از صفا میزند دمکه از عهدهٔ پیر جاهل برآید
صفحهٔ ۱ از ۲