شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ره به جانان نمی‌توانم بردزین الم جان نمی‌توانم برد
۲
مبتلایم به درد بی‌دردینام درمان نمی‌توانم برد
۳
ضعف بنگر که دست بیتابیبه گریبان نمی‌توانم برد
۴
نگه شوقم و زغایت شرمره به مژگان نمی‌توانم برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth