شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو رفتم پیش او چین بر جبین زدغرور حسن او موج این‌چنین زد
۲
قبای ناز چون پوشید آن شوخنخستین بر چراغم آستین زد
۳
تو را گر آسمان از خاک برداشتمشو ایمن که خواهد بر زمین زد
۴
ز تیر ناز این ابروکمانانتوان یک عمر حرف دلنشین زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth