خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشکم از دیده به صد شور چکیدن داردماجرای دل شوریده شنیدن دارد
۲
کردهای با رخ او دعوی خودآراییامشب ای شمع زبان تو بریدن دارد
۳
نرود نقش تو مژگان زدنی از نظرمساخت در دیده چنان خانه که دیدن دارد
۴
سر انگشت ندامت نگرفتی به دهنمگذر از شهد تأسف که چشیدن دارد
صفحهٔ ۱ از ۲