خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن دل که ز چشم دلبر افتادبیمار شد و به بستر افتاد
۲
ای کان ملاحت از کجاییشور تو به هفت کشور افتاد
۳
افسوس که رسم مهربانیدر عهد تو ماه من برافتاد
۴
لخت جگرم که داشت دل نامدردا که به دست کافر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲