خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۸۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در لباس دلبران حسن خدایی را ببینرو گرفتن را نظر کن خودنمایی را ببین
۲
بند بندم را جدا از یکدگر افکنده استجان من یک ره بیا ظلم جدایی را ببین
۳
بارها آیینه از شرم رخت گردیده آبباز میآید به روست بیحیایی را ببین
۴
خوش فرورفتم به دریای سرشک از دست اودست من نگرفت پاس آشنایی را ببین
صفحهٔ ۱ از ۱