شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۵

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه منوزین شهرم سیه‌رو کرده چشم روسیاه من
۲
چرا آن تیره اختر کز برای یکدرم صدجارخ خود زرد سازد مردمش خوانند ماه من
۳
کسی کو خرمن تمکین دهد بر باد بهر اوچرا در زیر کوه غم بود جسم چو کاه من
۴
به سنگم سر مکوب ای همنشین تا آستان اوکه از پای کسان فرسوده نبود سجده‌گاه من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth