خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات از رسالهٔ جلالیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای منبگو بیمار عشق من شود یارب فدای من
۲
اگر عمرم نمانده است ای پسر بادا بقای تودگر مانده است بر عمر تو افزاید خدای من
۳
به یاران این وصیت میکنم کز تیغ جور توچو گردم کشته دامانت نگیرند از برای من
۴
به تیغ بی دریغم چون کشد جلاد عشق توچو گوئی حیف از آن مسکین همین بس خونبهای من
صفحهٔ ۱ از ۳