خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا همتم به دست طلب زد در بلادربست شد مسخر من کشور بلا
۲
دست قضا به مژده کلاه از سرم ربودچون مینهاد بر سر من افسر بلا
۳
آن دم هنوز قلعه مهدم حصار بودکاورد عشق بر سر من لشکر بلا
۴
بر کوهکن ز رتبه مقدم نوشتهاندنام بلا کشان تو در دفتر بلا
صفحهٔ ۱ از ۲