شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با من بدی امروز زاطوار تو پیداستبدگو سخنی گفته ز گفتار تو پیداست
۲
همت آئینهٔ نیر دلان صورت خوبتاین صورت از آئینهٔ رخسار تو پیداست
۳
آن نکته سربسته که مستی است بیانشز آشفتگی بستن دستار تو پیداست
۴
از خون یکی کرده‌ای امروز صبوحیاز سرخوشی نرگس خون‌خوار تو پیداست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth