شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گویِ میدانِ محبت سَرِ اهل نظر استگرد این عرصه مگردید که سر در خطر است
۲
سینهٔ تنگ پر از آه و تُنُک‌ پردهٔ رازچون کنم آه که یک پرده و صد پرده‌در است
۳
چه هنر، سوزِ تو گر دود برآرد ز جهانکه بسوزی تو و دود از تو نخیزد هنر است
۴
کشت دیر آمدن صبحِ وصالم، گوییکه شب هجر مرا صبح قیامت سحر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth