خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر درت کانجا سیاست مانع از داد من استآن که بیزنجیر در بند است فریاد من است
۲
آن که میگردد مدام از دور باش خشم و کیندور دور از بارگاه خاطرت یاد من است
۳
ای خوش آن مشکل که چون خسرو نداند حل آنطبع شیرین بشکفد کاین کار فرهاد من است
۴
دادن از روی زمین خاک بنیآدم به بادکمترین بازیچهٔ طفل پریزاد من است
صفحهٔ ۱ از ۲