خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منستو آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست
۲
آن چه بر من کارها را سخت میسازد مدامبیثباتیهای صبر سست بنیاد منست
۳
عشق میگوید ز من قصر بلا عالی بناستهجر میگوید بلی اما بامداد منست
۴
میگریزد صید از صیاد یارب از چه رودایم از من میگریزد آن که صیاد منست
صفحهٔ ۱ از ۲