شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیستدر پای دوست هر که نشد کشتهٔ مرد نیست
۲
ناصح مور ز مهر و غم درد ما مخورما عاشقیم و در خور ما غیر درد نیست
۳
می‌ریزم از دو دیده به یاد تو اشک گرمشبها که همدمم به جز آه سرد نیست
۴
بر درگهت که نقد دو عالم نثار اوستما را ز انفعال به جز روی زرد نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth