شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشتدریای لطف بود و نم از من دریغ داشت
۲
صدنامهٔ بی‌دریغ رقم زد به نام غیروز کلک خویش یک رقم از من دریغ داشت
۳
اغیار را به عشوهٔ شیرین هلاک کردوز کینهٔ زهر چشم هم از من دریغ داشت
۴
صد بار سرخ شد دم تیغش به خون غیراین لطفهای دم به دم از من دریغ داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth