شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشتکاینقدر حسن بیک آدمی ارزانی داشت
۲
حسن آخر به رخ شاهد یکتای ازلعجب آیینه‌ای از صورت انسانی داشت
۳
دهر کز آمدنت داشت به این شکل خبرخنده‌ها بر قلم خوش رقم مانی داشت
۴
وهم کافر شده حیران تو گفت آن را نیزکه نه هرگز نگران گشت و نه حیرانی داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth