شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفتکه مؤذن سحر از نالهٔ من گوش گرفت
۲
عرش آن بار گران را سبک از دوش انداختخاک بی‌باک دلیر آمد و بر دوش گرفت
۳
کرد ساقی قدحی پر که کسش گرد نگشتآخر آن رطل گران رند قدح نوش گرفت
۴
آتشی کز همهٔ ظاهر نظران پنهان بوددیگ سودای من از شعلهٔ آن جوش گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth