شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفتشهر برهم زده تاراج گری آمد و رفت
۲
تیغ بر کف عرق از چهره‌فشان خلق کشانشعلهٔ آتش رخشان شرری آمد و رفت
۳
طایر غمزهٔ او را طلبیدم به نیازناز تا یافت خبر تیز پری آمد و رفت
۴
مدعی منع سخن کرد ولیکن به نظردر میان من و آن مه خبری آمد و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth