شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفتنی نی عقابی آمد و صیدی ربود و رفت
۲
آن آفتاب کشور خوبی چو ماه نوظرف مرا به آن می تند آزمود و رفت
۳
نقش دگر بتان که نمی‌رفت از نظرآن بت به نوک خنجر مژگان زدود ورفت
۴
تیری که در کمان توقف کشیده داشتوقت وداع بر دل ریشم گشود و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth