شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفتدر چه ز عنبرین رسنت رفته رفته رفت
۲
پیشت چو شمع اشگ بتان قطره قطره ریختصد آبرو در انجمنت رفته رفته رفت
۳
من بودم و دلی و هزاران شکستگیآن هم به زلف پرشکنت رفته رفته رفت
۴
گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سرعمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth