شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمرها فکر وصال تو عبث بود عبثعشق‌بازی به خیال تو عبث بود عبث
۲
سالها قطره زدن مور ضعیفی چو مرادر پی دانهٔ خال تو عبث بود عبث
۳
از تو هرگز چو سرافراز به سنگی نشدیممیوهٔ جستن ز نهال تو عبث بود عبث
۴
بی‌لبت تشنه چو مردیم شکیبائی مادر تمنای زلال تو عبث بود عبث
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth