شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دادم از دست برون دامن دلبر به عبثبه گمانهای غلط رفتم از آن در به عبث
۲
چهرهٔ عصمت او یافت تغییر به دروغمشرب عشرت من گشت مکدر به عبث
۳
تیره گشت آینهٔ پاکی آن مه به خلافشد سیه روز من سوخته اختر به عبث
۴
بود در قبضهٔ تسخیر من اقلیم وصالناکهان باختم آن ملک مسخر به عبث
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth