شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سالها از پی وصل تو دویدم به عبثبارها در ره هجر تو کشیدم به عبث
۲
بس سخنها که به روی تو نگفتم ز حجاببس سخنها که برای تو شیندم به عبث
۳
تا دهی جام حیاتی من نادان صدبارشربت مرگ ز دست تو چشیدم به عبث
۴
تو به دست دگران دامن خود دادی و مندامن از جمله بتان بهر تو چیدم به عبث
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth