خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعثظهورت بر زوال عقل دعوی دار من باعث
۲
ندانم از تو هر چند از ستم فرمائی آزارمکه آن حسن ستم فرماست بر آزار من باعث
۳
تو تا غایت نبودی خانمان ویران کن مردمتو را شد بر تطاول پستی دیوار من باعث
۴
ز کسر حرمت دوشم چه خود را دور میداریکه ایمای تو شد بر جرات اغیار من باعث
صفحهٔ ۱ از ۳