خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاجور کشد سر ز علاج من بی دل چه علاج
۲
کار بحر هوس از رشگ به طوفان چو کشیدغیر زورق کشی خویش به ساحل چه علاج
۳
قتل شیرین چو شد از تلخی جان کندن صبرغیر منت کشی از سرعت قاتل چه علاج
۴
دست غم زنگ ز پیشانی خدمت چو زدودجز به تقصیر شدن پیش تو قایل چه علاج
صفحهٔ ۱ از ۲