خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیگر که هوای گل خودروی تو داردسیلاب سرشک که سر کوی تو دارد
۲
بر هم زده دارد گل نازک ورقت راآن باد مخالف که گذر سوی تو دارد
۳
عشق تو چه عام است که هرکس به تصورآئینهٔ خاصی ز مه روی تو دارد
۴
هر شیفته کز جیب جنون سر بدر آردبر گردن دل سلسله از موی تو دارد
صفحهٔ ۱ از ۳