شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکردکز خجلت تو خاک مذلت به سر نکرد
۲
برق اجل به خرمنی آتش نزد دلیلتا مشورت به خوی تو بیدادگر نکرد
۳
چشمت ز گوشه‌ای یزک غمزه سر ندادکز گوشه دگر سپه فتنه سر نکرد
۴
در بزم کس نماند که پنهان ز دیگراناز نرگسش نشانه تیر نظر نکرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth