شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کردتو با من آن چه نکردی غم فراق تو کرد
۲
به مرگ تلخ شود کام ناصحی که چنینشراب صحبت ما تلخ در مذاق تو کرد
۳
ز عمر بر نخورد آن که قصد خرمن مابه تیز ساختن آتش نفاق تو کرد
۴
اجل که بی مددی قتل این و آن کردیچو وقت کار من آمد به اتفاق تو کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth