شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کردروز ما را ز شب تیره بتر خواهی کرد
۲
خیمه در کوه و بیابان زده با لاله رخانخانهٔ عیش مرا زیر و زبر خواهی کرد
۳
که برین بود که من گشته ز عشقت مجنونتو ره بادیه را بیهوده سر خواهی کرد
۴
سوی دشت آهوی خود را به چرا خواهی بردآهوان را ز چراگاه به در خواهی کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth