خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آوردچون مجمرم از کاسهٔ سر دود برآورد
۲
از داغ جنون من مجنون خبری داشتهر لاله که سر از سرخاکم به درآورد
۳
شیرین قدری رخش وفا راند که فرهادبا کوه غمش دست به جان در کمر آورد
۴
در بادیه سیل مژهام خار دمایندتا ناقهٔ او بر من مسکین گذر آورد
صفحهٔ ۱ از ۲