شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیردفلک زان رشحه‌تر گردد زمین زان شعله درگیرد
۲
نماید در زمان ما و تو بازیچهٔ طفلانفلک گردد ور عشق لیلی و مجنون ز سر گیرد
۳
به بالینش سحر آن زلف و عارض را چنان دیدمکه زاغی بیضهٔ خورشید را در زیر پر گیرد
۴
صبوحی کرده آمد بر رخ آثار عرق زانسانکه شبنم در صبوحی جای بر گلبرگ تر گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth