خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازدبکوشم تا سگ دنباله گیر محملم سازد
۲
ازو چون پرده افتد برملا از من کند رنجشکه از همراهی خود با رقیبان غافلم سازد
۳
کند بر من به تیغ آن بت گنه ثابت که هر ساعتز بیم جان به ناواقع گناهی قایلم سازد
۴
ز دل بس رازهای پرده گر سر بر زند روزیکه دل فرسائی بار جفا نازک دلم سازد
صفحهٔ ۱ از ۲