خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزدکه چون خیزم ز جا سیلابم از دامان فرو ریزد
۲
پذیرد طرح کاخ عشرتم دوران مگر روزیکز آهم این نیلوفری ایوان فرو ریزد
۳
نیامد آن سوار کج کله در مجلس رندانکه مغز استخوانم در تب هجران فرو ریزد
۴
به سرعت بگذرد هر تیرش آخر از دل گرممازو چون قطره آب آهنین پیکان فرو ریزد
صفحهٔ ۱ از ۲