شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر خون که از درون ز دل مبتلا چکدجوشد ز سوز سینه و از چشم ما چکد
۲
گردد چو آه صاعقه‌انگیز ما بلندزان ابر فتنه تفرقه باد بلا چکد
۳
از شیشهای چرخ به دور تو بی‌وفادر جام عاشقان همه زهر جفا چکد
۴
آتش ز گل گلاب چکد این چه نازکیستکز گرمی نگه ز تو آب حیا چکد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth