خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمدز خواب غم بگشا دیده کافتاب برآمد
۲
شب فراق من سخت جان سوخته دل راسهیل طلعت آن مه ستاره سحر آمد
۳
فدای سنگ سبک خیز یار باد سر منکه بر سر من خاکی ز باد تیزتر آمد
۴
تو ای بشیر بشارت ببر به قافلهٔ جانکه یوسف امل از چاه آرزو بدرآمد
صفحهٔ ۱ از ۲