خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گه رفتن آن پریرو به وداع ما نیامدشه حسن بود آری به در گدا نیامد
۲
چو شنیدم از رقیبان خبر عزیمت اودلم آن چنان ز جا شد که دگر به جا نیامد
۳
چو ز مهر دستانم به سر آمدند کس راز خراب حالی من به زبان دعا نیامد
۴
خبر من پریشان ببر ای صبا به آن مهپس از آن بگو که مسکین ز پیات چرا نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲