خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بر من آرمیده سمندش گذر کنداو صد هزار تندی ازین رهگذر کند
۲
زان لعل اگر دهد همه دشنام آن نگارصد بار از مضایقه خونم جگر کند
۳
چشمش چو کار من به نخستین نگاه ساختنگذاشت غمزهاش که نگاه دگر کند
۴
دی گرمیش به غیر نه از روی قهر بودافروخت آتشی که مرا گرمتر کند
صفحهٔ ۱ از ۲