خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل تو در شکست من زمزمه بس نمیکندآن چه تو دوست میکنی دشمن کس نمیکند
۲
از سخن حریف سوز آن چه تو آتشین زبانبا من خسته میکنی شعله به خس نمیکند
۳
راحله از درت روان کردم و این دل طپانمیکند امشب از فغان آن چه جرس نمیکند
۴
از خم زلف بعد ازین جا منما به مرغ دلمرغ قفس شکن دگر میل قفس نمیکند
صفحهٔ ۱ از ۲