خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کننددوستان بی موجبی با دوستداران این کنند
۲
در ره رخشت فتادم خاک من دادی به بادشهسواران در روش با خاکساران این کنند
۳
مرهم از تیر تو جستم زخم بیدادم زدیدلنوازان جان من با دل فکاران این کنند
۴
خواستم تسکین سپند آتشت کردی مراای قرار جان و دل با بی قراران این کنند
صفحهٔ ۱ از ۲