خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیشب که بر لبت لب جام شراب بودبر آتش حسد دل عاشق کباب بود
۲
در انتظار این که تو ساقی شوی مگرجان قدح طپان و دل شیشه آب بود
۳
من مضطرب بر آتش غیرت که دم به دممی پرده سوز خلوتیان حجاب بود
۴
بیدار بود دیدهٔ کید رقیب لیکاز عصمت تو چشم حوادث به خواب بود
صفحهٔ ۱ از ۲