شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بودوز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود
۲
گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهانهمچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود
۳
گر بَدی از من نمی‌گفتند خاصان پیشِ توتیز تیز اندر حکایت سوی من ...یدن چه بود
۴
ور نبودی بر سر آزار من در انجمنحرفِ جُرمم یک‌سر از بدخواه پرسیدن چه بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth