شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که اشگم از پیش منزل به منزل می‌رودوه که با من وعده می‌فرمود و با دل می‌رود
۲
اشگم از بی دست و پائی در پی این دل شکاربر زمین غلطان چو مرغ نیم بسمل می‌رود
۳
حال مستعجل وصالی چون بود کاندر وداعتا گشاید چشم تر بیند که محمل می‌رود
۴
با وجود آن که ضبط گریه خود می‌کنمناقه‌اش از اشک من تا سینه در گل می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth