خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن مه که صورتش ز مقابل نمیروداز دیده گرچه میرود از دل نمیرود
۲
زور کمند جذبه من بین که ناقهاشبسیار دست و پا زد و محمل نمیرود
۳
حاضر کنید توسن او کز سرشک منره پر گلست و ناقه درین گل نمیرود
۴
طور من آن یگانه نمیآورد به یادتا با رفیق تو دو سه منزل نمیرود
صفحهٔ ۱ از ۲