خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذخصمانه حرفهای تو هم تلخ و هم لذیذ
۲
رد جام عشوه ریخته میها به زهر چشمچشم غضب نمای تو هم تلخ و هم لذیذ
۳
صلح و حیات و مرگ بهم دادهای که هستوقت غضب ادای تو هم تلخ و هم لذیذ
۴
دی زهر و انگبین بهم آمیختی که بوددشنام جان فزای تو هم تلخ و هم لذیذ
صفحهٔ ۱ از ۲